
راه آسـمان
راه آسـمان
شیرین سیّدی
در خراسان قرن ششم هجری متولّد شد. هنوز نوجوان بود و مشغول کسب علم که مغولان وارد ایران شدند و او را وادار به مهاجرت کردند. محمّد بن محمّد الطوسی در راه غرب به کوه و کمر زد تا به الموت رسید. در این قلعه خواسته یا ناخواسته اسیر بود، امّا آن جا هم از مطالعه و تحقیق دست برنمیداشت و به دنبال راهی برای تحقّق آرزوی خود بود؛ به دنبال راهی به آسمان.
ولی هنوز کارش در زمین تمام نشده بود؛ هلاکوخان مغول، مأمور فتح بغداد شده بود و خواجه از هرگونه مشاوره به او دریغ نمیکرد تا جایی که او را فاتح اصلی بغداد خواندند.
با این فتح زمان برآورده شدن آرزوهای خواجه نصیر هم رسید. او بدون داشتن مقام رسمی، همه کارة حکومت مغولان شده بود، تا جایی که میگویند «هلاکو با زمانی که خواجه تعیین میکرد، سوار میشد و مسافرت میکرد و به کاری دست مییازید». خواجه نصیر طوسی با علم و دانش خود راهی به ذهن سلطان یافته بود. با ساکن شدن در مراغه، اوقاف کلّ مملکت، یعنی تمام خزائن اسماعیلیان و گنج های بغداد به او سپرده شد و منابع لازم برای ساخت دروازة آسمان برایش فراهم شد.
با استخدام بزرگترین دانشمندان از چین تا روم، افکار عمومی پیشرفتة عصر را در یک جا متمرکز کرد. دانشمندان شیعی را که تا آن زمان در حاشیه بودند، به خدمت گرفت؛ کسانی مثل علّامه حلّی و قطب الدّین شیرازی (کاشف علّت تشکیل رنگین کمان). فرمان احداث رصدخانه در سال 657، وقتی خواجه نصیر 60 ساله بود، صادر شد و معمار معروف آن زمان، «فخرالدّین ابوالسّعادات احمد بن عثمان مراغی» مأمور ساخت آن شد. از محلّ درآمد اوقافی که خودش مسئول آن بود، هر قسم آلت و اسباب مورد نیاز این مجموعة علمی عظیم فراهم کرد. در وصف رصدخانهای که او ساخت، چنین گفتهاند: «بنا به گونهای در ارتفاع قرار گرفته بود که هر روز اوّلین اشعّة آفتاب به رنگ قبّة آن میتابید و دقایق حرکت خورشید و کیفیّت ساعات و فصول از آن معلوم میشد. در اندرون بنا تصویر افلاک و ستارگان، نحوة چرخش و گردش آن ها و منازل ماه و بروج دوازده گانه، تصویر کرة زمین، بخش های آن بر اقلیم هفتگانه و طول و عرض نقاط مختلف، ارتفاع قطب شمال، صورت و چگونگی و اسامی شهرها، شکل جزایر و دریاها، همه و همه مصوّر شده بود». برجی به ارتفاع 25 متر و قطر 22 متر با دیوارهــایی به ضخامت 80 سانتی متر به اضافة کتابخانه ای با بیش از چهارصد هزار کتاب که از سراسر بلاد اسلام جمعآوری شده بود، کارگاههای ریختهگریِ وسایل نجوم، دفتر کار و تالارهای گفتگو و... . ساخت آن 13 سال زمان برد و اتمامش مصادف با آخرین سال های عمر خواجه نصیر بود. او در کتاب با ارزشش «زیج ایلخانی» مینویسد: «رصد به کمتر از سی سال که دور این هفت ستاره تمام شود نتوان ساخت و اگر بیشتر از سی سال به آن کار مشغول باشند، بهتر و درستتر باشد. ولیکن پادشاه ما که بنیاد رصد آغاز فرمود، فرمود که جهد کنید تا زودتر تمام کنید و فرمود که مگر به دوازده سال ساخته شود. ما بندگان گفتیم: جهد کنیم اگر روزگار وفا کند». و بالاخره آسمان او را به خود خواند، او در راه آوردن کتب علمی برای رصدخانهاش در بغداد از دنیا رفت. مجموعه ای که برافراشت بزرگترین مجموعة پژوهش نجومی قبل از اختراع تلسکوپ بود، امّا متأسفانه در زلزله سال 997 هجری این بنا فرو ریخت. پژوهش های باستان شناسی سال های اخیر، بخش هایی از آن را از دل خاک بیرون کشیده که پرده از راز رصدخانه برداشته است و هوش و علم ایرانی را به جهانیان نشان داده است.