ستارگان خفته در کنار خورشید
۱۳۹۴/۰۹/۰۳ تعداد بازدید: ۲۱۱۷

ستارگان خفته در کنار خورشید

ستارگان خفته در کنار خورشید
پیش درآمد: پیکر مطهّر حضرت رضا (ع) فرسنگها دورتر از خاندان معزّزشان در بقعة هارونیِ باغ حمیدبنقحطبه در سال 203 هجری قمری به خاک سپرده شد. امّا مقبرهشان از همان قرون اوّلیه مورد توجّه قرار گرفت و بزرگان دین، علم و رجال سیاسی، مقبرهای در جوار ایشان برای خود ساختند و وصیّت کردند که پیکر بیجانشان را هر کجا که از دنیا رفتند، به این بارگاه آورده و به خاک بسپارند.
کتاب پنج جلدی مشاهیر مدفون در حرم رضوی را که جمعی از محقّقان به سرپرستی غلامرضا جلالی طی طرحی دراز دامن فراهم کرده و بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی آن را به چاپ رسانده، در مجموع از 921 شخصیّت برجستۀ مدفون در حرم حضرت رضا(ع) نام برده و شرحی از زندگانیشان ارائه کرده است. جلد اوّل این کتاب به 660 عالم دینی پرداخته که محلّ دفن 340 تن از آنها در اماکن مختلف حرم مشخّص است. سه جلد از کتاب نیز به معرّفی 600 تن از سیاستمداران، متولّیان، صاحب منصبان حرم مطهّر، شعرا، هنرمندان، خادمان، واقفان، نیکوکاران، اساتید دانشگاه و پدید آورندگان آثار فرهنگی و... اختصاص دارد و جلد پنجم کتاب شامل تصاویر و نمایهها از این مقابر و اشخاص است. ما در این مجال با گشتی در تاریخ، شخصیّتهایی را به فراخور حال گلچین کردیم که در ادامه به ذکر شرح حال کوتاهی از دوازده تن از متوفّیان شناخته شده در جوار حضرت رضا(ع) میپردازیم.
ابوالحسن عراقی (وفات: ششم شعبان 429) شاید از اوّلین شخصیّتهای برجستهای که وصیّت کرده بود در مشهد علی بن موسی الرضا (ع) دفن شود، است. او در دورهای کوتاه به جایگاهی رفیع نزد سلطان مسعود غزنوی رسید، امّا از آن سوء استفاده کرد و فتنهها به پا کرد از جمله غارت دیار خودش، گرگان و طبرستان. با تمام این کژ رفتاریها دستی خیر داشت و از اوّلین کسانی است که در مشهد و حرم ساخت و سازهایی کرده است. او در غزنین درگذشت، امّا جسدش را به مشهد منتقل کردند و در مسجد بالاسر حرم حضرت رضا (ع)، که خود ساخته بود، به خاک سپردند.

ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (وفات: 548 ﻫ.ق) یکی از علمای بزرگ شیعه و مفسّران قرآن در قرون 4 و 5 هجری بود. شیخ طبرسی به سال 470 هجری در طبرس (تفرش) متولّد شد، ولی عمدۀ عمر خود را در مشهد گذراند. او کتب ارزشمندی تألیف کرد از جمله کتاب تفسیر مجمع البیان. شیخ طبرسی همزمان با فتنۀ غزها به سبزوار رفت و در آنجا به روایتی شهید گشت. پیکر او به مشهد منتقل و در قبرستان «قتلگاه» واقع در شمال حرم رضوی به خاک سپرده شد. طی طرح توسعۀ حریم حرم رضوی و تخریب باغ رضوان، که بخشی از قبرستان قتلگاه بود، مقبرة ایشان با تزریق بتن بر اطرافش جا به جا و به بنای جدیدِ ابتدای خیابان طبرسی منتقل شد.
امیر سلطان غیاث الدّین محمّد (وفات: 832 هجری قمری): یکی از نُقَبای سادات موسوی شهر مشهد است که در قرون ششم تا نهم در مقام متولّیان اصلی حرم حضرت رضا(ع) در آبادانی آن کوشیدهاند. ایشان نسل هجدهم از امام موسی کاظم(ع) پدر گرامی حضرت رضا هستند. در باور عامّة مردم مشهد او برادر کوچکتر امام رضا (ع) است(برادری با 18 نسل اختلاف!). آرامگاهش که به سبب خشت پوش بودن به «گنبد خشتی» مشهور شده، احتمالاً همزمان با فوت این شخصیّت برجسته بنا شده است؛ بنایی زیبا و مملو از معنویت در ابتدای خیابان طبرسی، واقع در پانصد متری حرم حضرت.
امیر غیاث الدّین یوسف خواجه بهادر (وفات: سال 8436 ﻫ.ق)، فرزند یکی از سرداران بزرگ تیمور لنگ است که خود و خانوادهاش در دوران تیموری از والیان توس بودند. او مدرسۀ «دو در»(یا امیر سیّدی) را در سال 843 قمری احداث کرد و از آن به عنوان گورگاه خانوادگی بهره جست. دو گنبد در جنوب مدرسه ساخته شده است که زیر یکی از آنها او آرمیده است. تا سال 1379 این مکان هنوز به عنوان مدرسه به شکل خود باقی بود و حالا با اینکه دو سنگ قبر هنوز بر جای هستند، ساختمان آن جزء مراکز تبلیغات اسلامی آستان قدس شدهاست.
شیخ محمّد المقتدی کارندهی (وفات: 985 ﻫ.ق) ملّقب به «پیر پالاندوز» و از عرفای شیعه مذهب ذهبیّه. او به روستای کارده مشهد تعلّق دارد. پس از سید عبدا... برزش آبادی که شاخۀ عرفانی ذهبیّه را پرورد، ششمین قطب این سلسله، شیخ محمّد کارندهی بود. او به اعتقاد مردم از اولیاء ا... بود، امّا از پالان دوزی کسب درآمد میکرده است. او بسیار مورد احترام عامّه بود. مقبرهاش که در دوران صفوی ساخته شده بود، در طرح توسعۀ حریم حرم رضوی تخریب و در حاشیة کوچه شور در اوایل پایین خیابان مجدّداً ساخته شد.
بهاءالدّین محمّد عامِلی (متوّفی به سال 1030ﻫ.ق) یا «شیخ بهایی» به سال 953 در بَعلبک لبنان متولّد شد و از هفت سالگی با پدر خود به ایران آمد و در اصفهان ساکن شد. این ریاضیدان، منجّم، معمار، ادیب، شاعر، فیلسوف و فقیه مدتی در جوار بقعة مطهّر رضوی در مشهد هم به تدریس پرداخت. وی در اصفهان درگذشت و مانند بسیاری از ارادتمندان حضرت رضا(ع) پیکرش به مشهد منتقل و در همان مدرسش به خاک سپرده شد. شرح زندگی و ابداعات و تألیفات او خود حدیثی مفصّل است، امّا بخشی از آن بر سنگ قبر نفیسش و همچنین دیوارهای مقبرهاش حک و تحریر شده است. بنای کنونی در دهۀ سی قرن حاضر ساخته شده و در گوشۀ جنوب غربی صحن نو (آزادی) و شرق حرم مطهّر قرار دارد.
شیخ المحدّثین محمّد بن حسن (متوفّی به سال 1104ﻫ.ق ) که به «حرّعاملی» شهرت یافته، یکی از علمای بزرگ شیعه است. وی در یکی از قراء جبل عامل لبنان متولّد شد. در چهل سالگی به مشهد آمد و ساکن این شهر شد. تألیفات ارزندة او بسیار است، امّا در این میان دو کتاب مهمّ خود وسایل الشیعه و امل الآمل را در مشهد نوشت و در حوزۀ پر رونق آن زمان مشهد به تدریس پرداخت. علاوه بر این مقام شیخ الاسلامی و قاضی القضاتی را هم برعهده داشت. او احتمالاً از اوّلین مدرّسان مدرسۀ میرزا جعفر بوده و در یکی از حجرههای همان مدرسه هم به خاک سپرده شده است. مقبرۀ ویژۀ او در صحن عتیق (انقلاب) در جوار دانشگاه علوم رضوی قرار دارد.

شیخ حسن علی اصفهانی (وفات: ۷شهریور ۱۳۲۱) سالهای پایانی عمر خود را در روستای نخودک در نزدیکی مشهد گذراند و به همین خاطر به آیت ا... «نخودکی» شهرت یافته بود. او که از فقها و فلاسفۀ قرن حاضر محسوب میشود، در عرفان و اخلاق شخصیّتی برجسته داشت. او چه در دوران حیات و چه پس از مرگش مریدان و ارادتمندان زیادی داشت و دارد.
شیخ هاشم قزوینی (وفات: 1339 هجری شمسی) در خرداد ماه سال 1270شمسی در روستای «قلعههاشمخان» قزوین متولّد شد. دروس حوزوی را در قزوین و تهران و نجف فرا گرفت و راهی مشهد شد. مدّتی در محضر آیت ا... غروی اصفهانی و دیگر بزرگان حوزۀ مشهد کسب فیض کرد و پس از آن خود نیز شاگردان برجستهای را تربیت کرد. تأثیر او بر فضای علمی و معنوی حوزه انکارناپذیر است. از جمله شاگردان ایشان میتوان به این افراد اشاره کرد: محمّد رضا حکیمی (نویسندة الحیاة) و محمّد تقی شریعتی مزینانی، استاد کاظم مدیرشانه چی، میرزا حسنعلی مروارید، آیت ا... خامنه ای و بسیاری دیگر از بزرگان دین در دوران معاصر. وی در 23 مهر 1339 در مشهد دار فانی را وداع گفت و در رواق میان صحن آزادی و دار السّعاده به خاک سپرده شد.
حاج حسین آقا ملک (وفات: 4 مرداد 1354) در یکی از روزهای نیمۀ خرداد سال 1250 در تهران به دنیا آمد. در جوانی به حج رفت و پس از آن برای ادارۀ املاک پدر در مشهد به این شهر آمد و ماندگار شد. عمر 104 سالۀ او سرشار از حادثه و فراز و نشیب بود، امّا چیزی که از آن به یادگار مانده، رقباتی است که تا سالهای سال یادش را در شهر مشهد و حتّی ایران زنده نگاه خواهد داشت. داد و دهشهایش از او شخصیّتی افسانهای ساخته و در روزگاری که هنوز فرزندانش حضور دارند، وی را به اسطوره بدل کرده است. کتابخانه و موزهای که او در اختیار دانش پژوهان و محقّقان قرار داده، میراثی ماندگار است. در کنار آن باغهای وکیلآباد و ملّی مشهد به بخشی از خاطرة جمعی شهر بدل شدهاند. او چهل سال پیش چشم از دنیا فرو بست و در دارالحفّاظ حرم به خاک سپرده شد، امّا سنگ قبر مشخّصی بر مزار او نیست.
سیّد عبدالکریم هاشمی نژاد (وفات: 7 مهر 1360) در سال 1311 در بهشهر متولّد شد. دروس حوزوی خود را در روستای کوهستان بهشر و قم گذراند و پس از آن به مشهد آمد و در حوزۀ علمیّة این شهر به تدریس پرداخت. طی این مدت چندین کتاب هم تألیف کرد؛ از جمله مناظرۀ دکتر و پیر. او از مبارزان برجستۀ انقلاب در مشهد بود و طی سالهای 42 تا 57 بارها به زندان رفت، امّا به مبارزات خود ادامه داد. هاشمی نژاد یکی از کسانی بود که در ترورهای پس از انقلاب شهید شد.
شاه تهماسب صفوی (وفات: 984): حالا صفّهای در شمال بقعة مطهّر، یعنی قسمت بالاسر به «صفّة شاه تهماسبی» شهرت دارد. شاه تهماسب در قزوین فوت شد و حتّی در همان شهر هم به خاک سپرده شد، ولی یک سال پس از فوتش او را به مشهد آورده و در یکی از رواقهای حرم به خاک میسپارند. وقتی در سال 997 مشهد به اشغال ازبکان در میآید، آنها به منظور بی احترامی به صفویان دستور انتقال جسد شاه به بخارا را میدهند. افسانهای هست که میگوید دو بار استخوانهای افراد دیگری را به اسم او از قسمت پایین پا از گور درآوردند؛ مرتبة اوّل وقتی جنازه به بخارا رسید، متوجّه شدند که آن پیکر متعلّق به شاه تهماسب نیست و مرتبة دوم در میان راه یکی از ارادتمندان دولت صفوی شخص حامل جنازه را از سوی بخارا به اصفهان بازمیگرداند تا استخوانهای شاه را در آن شهر به خاک بسپارند. ماجرا در اینجا پایان نمییابد. وقتی در سال 1006 ازبکان از خراسان بیرون رانده شدند، مردم ادّعا کردند که استخوانهای دوم هم متعلّق به شاه تهماسب نبوده و او در جای امن دیگری در حرم رضوی همچنان مدفون است؛ قولی که مؤلّف عالم آرای عبّاسی هم آن را مقرون به صلاح و صدق دانسته است. به هر روی هر دو جسد از پایین پای حضرت رضا (ع) خارج شدند، در حالی که اکنون صفّۀ شاه در قسمت بالاسر است. حالا معلوم نیست او در حرم است یا اصفهان و یا حتّی در بخارا.
کسانی که از ایشان نامبرده شد، نقش مهمّی در شکل گیری مشهد داشتهاند. شاید اینکه بگوییم ستارگانی بودند در کنار خورشیدِ وجود حضرت رضا(ع) سخنی به گزافه نباشد. وقتی به زیارت میروید از این ستارگان تاریخ، فرهنگ، علم و صد البتّه دین غافل نشوید که در سنّت اسلامی و ایرانی، صالحان و نیکان زنده و مردهشان از یک اندازه احترام برخوردارند و به زیارتشان سفارش شده است. یادشان گرامی باد.